تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386
من هم راي مي‌دهم

من هم راي مي‌دهم

1- من هم مانند بسياري از ديگر تحول‌خواهان و اصلاح‌طلبان به رد صلاحيت‌ گسترده كانديداهاي اصلاح‌طلب پيشرو انتقاد جدي دارم و معتقدم انتخابات جمعه، انتخاباتي كاملا رقابتي نيست. من هم وقتي گزارش‌هاي انتخاباتي صدا و سيما و اظهارنظر مسوولان انتخاباتي را مي‌شنوم يا مي‌بينم اعصابم به هم مي‌ريزد و از اينكه جامعه را اينقدر فاقد شعور فرض مي‌كنند ناراحت مي‌شوم. مصداق اين ادعا اينكه حداقل در طول دو هفته اخير دو بار با اكيپ سيارصدا و سيما در دانشگاه تهران و مترو ميرداماد به جدال لفظي پرداختم.

2- من هم دوست مي‌داشتم اصلاح‌طلبان و در راس احزاب و گروه‌ها بزرگاني چون خاتمي- كروبي و ... به صورت رسمي اعلام مي‌كردند كه در انتخابات شركت نمي‌كنند و البته اعتراض خود را پی مي‌گرفتند و به يك اظهار نظر بسنده نمي‌كردند. در صورت وقوع چنين اتفاقي قاعدتا وضعيت بلاتكليفي نيروهاي دموكراسي خواه يا اصلاح‌طلب شايد با شرايط جديدي روبه رو مي‌شد.

3- به هيچ وجه دوست نداشته و ندارم كه دموكراسي با زور و تنفگ و بمب‌هاي خوشه‌اي آنگونه كه در عراق اتفاق افتاد به دست آيد. من در گزينش بين امنيت و چنين دموكراسي حتما امنيت را انتخاب خواهم كرد و عطاي دموكراسي از نوع عراق را به لقايش خواهم بخشيد.به هيچ وجه معتقد نبوده و نيستم كه كشورهاي اروپايي و آمريكا دلشان براي مردم ما مي‌سوزد وهمه هم و غمشان عدم آزادي و دموكراسي و حقوق بشر در داخل ايران است. فكر نمي‌كنم احتياج به توضيح داشته باشد كه آنچه در مناسبات بين‌ كشورها حكم فرماست منافع ملي است و البته چه بهتر كه منافع ملي كشورها به جاي اينكه در تضاد با يكديگر باشند همسوي همديگر باشند.

4- به هيچ وجه معتقد نيستم راي دادن هميشه نوعي كنش حمايتي و مشروعيت بخش است نمونه بارز آن انتخابات خرداد 76. گيرم كه فرداي انتخابات آقايان مسئول همه با تمطراق و با صداي بلند  فرياد بزنند كه راي مردم ايران مشتي بود به دهان اين و آن، يا حمايتي بود كه در سبد ولايت و ... ريخته شد.

5- و باز ترديد ندارم آنانكه كه از تريبون‌هاي رسمي شعار مشاركت حداكثري مي‌دهند، در عمل هراس وصف‌ناپذيري از آن دارند و عملا تمهيدات مشاركت حداقلي را فراهم مي‌كنند. در اين راستا بعيد هم نمي‌دانم كه اتفاقا صحنه‌گردانان انتخابات همه عصبانيت و واكنش‌هاي احساسی امثال بنده را هم در نظر گرفته‌اند. در چنين شرايط اولين گزينه قابل پيش‌بيني چيست؟ متهم كردن و گفتن اين قبيل جمله‌ها كه اصلاح‌طلب و اصول‌گرا سرو ته يك كرباسند. وقتي اصلاح‌طلب‌ها هم در چنين انتخابات غيررقابتي شركت مي‌كنند پس چه تفاوتي بين آنها با اصول‌گرايان وجود دارد؟نتیجه؛در انتخابات شرکت نمی کنیم!

6- مورد 5 برگرفته از تجربه شخصي و بسياري از دوستان آشناي ديگري است كه تصميمشان را نه از يكي دو ماه پيش كه بسيار وسواسانه و در ظرف همين چند روز آخر گرفته‌اند.  من كمتر از 4 روز است كه تصميم قطعي خود را براي راي دادن گرفته‌ام.

7- من به عنوان شخصي كه در انجام يك كنش سياسي قاعدتا گوشه چشمي هم به وضعيت اجتماعي و جامعه دارم و قرار نيست كه در لاك زندگي شخصي فرو بروم، تصميم ساير گروه‌هاي اصلاح طلب را موثر در اتخاذ تصميم خود مي‌دانم. البته نه به صورت كامل و مقلدوار كه حداقل يكي از مولفه‌هاي تاثيرگذار در تصميم خود می دانم .در حال حاضر اصلاح‌طلبان همگي عزم خود را بر مشاركت جزم كرده‌اند. نهضت آزادي هم شركت اعتراضي را اعلام كرده‌ است. از آنجا كه معتقد نيستم قرار است من تنها كشور را آباد كنم يا دموكرات كنم و از آنجا كه بجز گروه‌هاي نامبرده در داخل كشور گروه‌ها يا تشكيلات منسجم و قانوني وجود ندارد كه به ديدگاه‌هاي من نزديك باشد، تصميم آنها در راي و عقيده من تاثير دارد.

8- من معتقد نيستم كه اصلاح طلب و اصولگرا تفاوتي با هم ندارند و اين وسط ما مردم سركار هستيم. باور دارم كه تفاوت بسياري بين اسحاق جهانگيري و مهدي كوچك‌زاده كه هر دو به اصطلاح اقتصاددان هستند، وجود داردو براي من خيلي مهم است كه جهانگيري در كميسيون اقتصادي مجلس باشد يا مهدي كوچك‌زاده، براي من مهم است كه سيد محمد صدر در كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس حضور داشته باشد يا يك نماينده كه چشمش به دهان دولتمردان است و بجز تمجيد و تعريف چيزی از عهده‌اش برنمي‌آيد.

9- حتما دوستان مخالف اين نظر خواهند پرسيد مگر اقليت مجلس هفتم چه كرد. مگر اكثريت مجلس ششم چه كرد و مگر  دولت اصلاح‌طلب چه كرد؟

اولا معتقد نيستم كه اينها هيچ نكردند و دوما معتقد نيستم كه همه آنچه بايد مي‌كردند را انجام دادند و هيچ نقدي به آنها وارد نيست. سوما به این موضوع هم می شود پرداخت ولی آنچه مهم است اينكه در حال حاضر چه مي‌توانيم بكنيم شركت نكردن ما به نفع چه جرياني تمام مي‌شود؟

10 - و سخن آخر، راي دادن يك كنش سياسي است. گفته مي‌شود انسان‌ها (روي سخنم با آنهاست كه كنششان آگاهانه است)در كنش‌هاي خود هزينه و فايده مي‌كنند.

به قول بهزاد افشاري قضيه ساده‌تر از آن چيزي است كه فكر مي‌كنيم. اگر تصورمان بر اين است راي دادن ما هيچ تاثيري در وضعيت موجود ندارد. اگر فكر مي‌كنيم تفاوتي بين روح‌الله حسينيان و مجيد انصاري نيست، فرقي ميان شهاب الدين صدر و سيد محمد صدر وجود ندارد، نجف قلي حبيبي و آقا تهراني مثل همديگر هستند و .. در انتخابات شركت نمي‌كنيم .اما اگر مي‌دانيم كه ليست نصف و نيمه اصلاح‌طلبان در صورت ورود به مجلس، حداقل تريبوني خواهد بود براي هشدار دادن به سياست‌هاي غلط احمدي‌نژاد، براي تذكر دادن به برنامه‌هاي پوپوليستي روز جمعه به پاي صندوق‌هاي راي مي‌رويم و به ليبست ستاد ائتلاف اصلاح‌طلب راي مي‌دهيم.

به هر روی من فکر می کنم با رای ندادن بیش از همه امثال جنتی ها خوشحال می شوند که همانند مجلس هفتم دیگر نیازی نمی بینند پیچ رادیوی خود را باز کنند چون همه چیز بر وفق مراد است.

 

پیوست - مشيرزاده نماينده بندر عباس راحتما به ياد دارید. نماينده‌اي بود مستقل و نه اصلاح‌طلب اما توانست صداي دانشجويان ستاره‌دار را به گوش مجلسيان و مقامات ديگر برساند.

از يكي از مسوولان سازمان سنجش شنيدم كه حتي دانشجويان دوستاره نيز قرار نبوده ثبت نام شوند اما با رايزني‌ها و البته من اضافه مي‌كنم فشاري كه مطبوعات و شخصيت‌هايي چون مشيرزاده آوردند، مسوولان وزارت.. كوتاه آمدند. هرچند تعدادي از دانشجويان سه ستاره از ادامه تحصيل بازماندند و این نماینده نیز رد صلاحیت شد. فراموش نكنيم گاهي مدرس‌ها- مصدق‌ها ، بازرگان‌ها، به تنهايي هم توانسته‌اند قدمي به پيش بردارند. اگر مي‌خواهيد بگوييد كو مصدقي، كو مدرسي، بايد بگويم شرايط آنها را مدرس و مصدق كرد. و اگر نه آنها هم از بدو تولد همين مصدق و مدرس نبودند كه ما مي‌شناسيم.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار14:32