تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
یکشنبه هفدهم تیر 1386
به مناسبت هشتمین سالگرد 18 تیر

به مناسبت هشتمین سالگرد 18 تیر

توهم مسئوليت، تكليف مالايطاق

هشتمين سالگرد حادثه شوم 18 تير را در حالي سپري مي‌كنيم كه جنبش دانشجويي حال و روز خوشي ندارد. درباره آنچه 8 سال پيش در چنين روزهايي بر دانشجويان رفت بسيار گفته شده است. اين نوشتار از منظري متفاوت‌تر به جنبش دانشجويی پرداخته است.

1- تضاد آرمانخواهي و واقع‌نگري: از عمده‌ترين خصايصي كه براي دانشجو و به دنبال آن فعاليت‌هاي دانشجويي تعريف مي‌شود آرمانخواهي و عدالت طلبي است. اين عناوين مختص و منحصر به تفكر و نگرش خاصي نيست. چپ و راست، اصلاح طلب و اصول گرا، تحول خواه و محافظه كار همواره به آرمانخواهي دانشجويي تاكيد كرده و مي‌كنند. اين امر از يك طرف به شرايط و وضعيت دانشجويان برمي‌گردد و از طرفي ديگر به فضاي سياسي حاكم بر ايران در طول دهه‌هاي گذشته.

اقتضاي دوران جواني و دانشجويي برخلاف دوران ميانسالي و كهنسالي شور، نشاط و تحول خواهي توام با آرمان است. فضاي حاكم بر جامعه ايران نيز به ويژه قبل از انقلاب سال 57 نوعي آرمانخواهي را مي‌طلبيده است.

دانشجويان به عنوان قشري كه اطلاعات و آگاهي نسبتا بيشتري ازساير اقشار جامعه داشتند در اعتراض به وضعيت موجود، وضعيت مطلوب و آرماني را در ذهن خود ترسيم مي‌كردند. اين امر البته پس از انقلاب نيز تداوم يافته است. از منظر بسياري از دانشجويان شعارهاي اوليه انقلاب اسلامي حداقل در بخش آزادي متحقق نشده و وضعيت موجود آنگونه نيست كه رضايت عمومي را در پي داشته باشد.

با اين حال آنچه  در خور تامل است تبلور و نمود اين آرمانخواهي با واقعيت‌هاست . هر گروه تشکل يا شخصيتي كه به امر سياست ورزي مي‌پردازد ناگزير از تن دادن به واقعيت‌هاست. واقعيت‌هايي كه در عرصه سياست قابل انكار نيست و چه بسا با آرمانخواهي در تضاد باشند. تشكل‌هاي دانشجويي و يا به تعبيري جنبش دانشجويي آنگاه كه در قامت يك گروه و تشكل سياسي به امر سياست مي پردازد به مانند يك حزب سياسي ناگزير از غلطيدن در مناسبات مرسوم اين وادي است. با نگاهي به وضعيت اتحاديه‌ها و تشكل‌هايي كه داعيه دار جنبش دانشجويي هستند آشكار مي‌گردد كه اين جنبش آرمانخواه! در ادامه تقسيم بندي سياسي جامعه، به طيف‌هاي مختلف تقسيم شده و همان كاركرد و عملكرد را انجام می دهند كه احزاب سياسي دارند. در اين صورت تفاوتي محسوس بين احزاب سياسي - كه چندان دل در گروه آرمانخواهي ندارند و برنامه‌هاي آنها مبني بر واقعيت‌ها تدوين مي‌شود- و جنبش دانشجويي كه ادعاي آرمانخواهي دارد، وجود ندارد.در اين صورت اعطاي صفت آرمانخواهي به جنبش دانشجويي کمی ثقيل به نظر مي‌رسد.

2 - توهم مسئولیت: در ادامه مساله آرمانخواهي و به ويژه همان شرايط جواني- دانشجويي (فضاي رمانتيك) احساس مسئولیت بيش از حد، موضوع ديگري است كه جنبش دانشجويي و فعالان دانشجويي با آن درگير هستند. فضاي رواني- سياسي كه به صورت تاريخي نسبت به جنبش دانشجويي وجود داشته و دارد از يك طرف، و فضاي شعاري و تبليغاتي كه از طرف احزاب و گروه‌هاي سياسي، مسوولان و حتي رسانه‌هاي اپوزيسيون مطرح مي‌شود از سوي ديگر به اين احساس مسئولیت دامن مي‌زند. در اين فضاي غيرشفاف كه هر كس از جنبش دانشجويي انتظارات متفاوتي دارد،‌فعالان دانشجویی در دام توهمي گرفتار مي‌شوند كه گويي در غياب آنها قطار تحول خواهي و حركت به سوي آينده،‌متوقف خواهد شد. البته‌ اين به معني نفي مسئولیت دانشجويان نيست بلكه به اين معناست كه مسئولیتي كه از طرف دانشجويان پذيرفته مي‌شود اولا مسئولیتي واقعي نيست، ثانيا از حد توان آنها خارج است.

3 - سرمايه‌گذاري غلط: چرا مسئولیت احاله شده به جنبش دانشجويي واقعي نيست؟

فارغ از اين كه جنبش دانشجويي توان و ظرفيت تحمل مسئولیت‌هاي سنگين را ندارد، اساسا داشتن انتظارات كلان از اين جنبش هم امري نامعقول است.

سرمايه گذاري بر روي جنبش دانشجويي براي تحقق برنامه‌هاي كلان و ملي همچون،‌دموكراسي خواهي،‌تغييرات ساختاري و بنيادين و ... با توجه به ويژگي سياليت آن، امر بيهوده‌اي است كه تنها منجر به هزينه دادن و منتفع نشدن خواهد شد. تشكل‌هاي دانشجويي به ويژه در شرايط بي‌انگيزگي فعلي مگر به لحاظ تئوريك در چه سطحي هستند كه بتوانند از عهده مسئولیت‌هاي بزرگ برآيند. تشكل‌هايي كه خود گرفتار اختلاف نظرها، آسيب‌ها و به ويژه هجمه‌ها از طرف مخالفان هستند.

4 -  بزرگ‌نمايي: در ادامه احساس مسئولیت گزافي كه بر دانشجويان وارده شده و سرمايه گذاري كه برخي گروه‌هاي سياسي اعم از حكومتي و غيرحكومتي و اپوزيسيون با اهداف خاص خود بر روي جنبش دانشجويي مي‌كنند، آسيب ديگري كه بر پيكره اين جنبش وارد آمده است بزرگ‌نمايي است. بزرگ‌نمايي جنبش دانشجويي از يك طرف تكميل كننده احساس مسئولیت كاذب در بين دانشجويان شده و از سويي ديگر آنها را در تيررس هجمه‌ها و حملات قرار داده و هزينه‌هاي سنگيني را بر دانشجويان حمل كرده است.

بزرگ‌نمايي جنبش دانشجويي آنها را در قامت ليدر و رهبر پروسه تحول خواهي، آزادخواهي و عدالت طلبي مي‌نشاند و قاعدتا برخوردها و آسيب‌ها نيز متوجه آنها خواهد شد.

 5- هزينه- فايده : چند روز پيش دوستي به نقل از يكي از فعالان دانشجويي تعريف مي‌كرد كه به خاطر فعاليت‌هاي دانشجويي، سازمان سنجش برايش كارنامه‌ كارشناسي ارشد صادر نكرده است.

دانشجوي مذكور به گفته خود حاضر است هر كاري بكند تا قبولي‌اش در كارشناسي ارشد پذیرفته شود، چرا كه در غیر این صورت همه برنامه‌ريزي‌هاي آينده‌اش به هم مي‌خورد.

هزينه‌هايي كه جنبش دانشجويي در چند سال اخير پرداخته است بسيار واضح‌تر از آن است كه بخواهيم يك به يك آنها را شماره كنيم. اما آن سوي معادله هزينه- فايده چگونه است؟ برون‌داد، نتایج و فايده اين هزينه‌هاي گزاف به چه ميزان بوده است؟ مگر جز اين است كه جنبش دانشجويي امروز با ركورد، بي‌انگيزه‌گي و انشقاق، تشكيل تشكل‌هاي دولت ساخته و ... دست و پنجه نرم مي‌كند.

مگر جز اين است كه در انتخابات رياست جمهوري جرياني پيروز انتخابات شد كه هيچ گونه سنخيتي با اهداف و آرمان‌هاي دانشجويان تحول خواه و دموكراسي خواه نداشت. گيرم كه دفتر تحكيم وحدت نيز انتخابات را تحريم كرد ولي چند درصد از مردم به درخواست آنها لبيك گفتند. بگذريم از مشقت‌ها، رنج، نگراني و اضطرابي كه خانواده‌هاي دانشجويان زنداني متحمل شده و مي‌شوند.

نتيجه:

آنچه گفته شد نه از سر سرخوردگي و بي‌تفاوتي است و نه به معني بي‌مسئوليتي و رها كردن آرمانخواهي است. مراد از اين نوشته توجه به اين نكته است كه نفس جنبش دانشجويي در زير بار اين مسئولیت‌هاي سنگين به شماره افتاده است. سياست آنقدر بر سپهر فعاليت‌هاي دانشجويي سايه انداخته است كه تشكل‌هاي دانشجويي به مانند احزاب سياسي زمخت و خشن شده‌اند و از ساير حوزه‌ها غافل مانده‌اند. آرمانخواهي تنها در عرصه سياه و سفيد سياست خلاصه نمي‌شود. مسئولیت‌پذيري منحصر به دانشجويان آن هم با رنگ و لعاب سياسي نيست.

وقت آن رسيده است كه احزاب و گروه‌هاي سياسي اين تكليف مالايطاق را از گرده جنبش دانشجويي بردارند. اگر تا چند سال پيش ادعا مي‌شد كه دانشجويان قشرآگاه جامعه هستند و لذا از آنها انتظار مي‌رود كه در هر موردي موضع بگيرند، امروز به مدد انقلاب ارتباطات،‌ساير قشرهاي جامعه نيز از موهبت آگاهي برخوردار مي‌شوند و آماده مسئولیت و نقش‌پذيري. پس تشكل‌هاي دانشجويي را به حال خود واگذاريم تا فارغ از احساس تكليف و انتظارات، احزاب، اتحاديه‌ها، مسوولان و ... در حوزه‌هاي مختلف به فراهم آوردن شرايط تجربه كار جمعي بپردازند. بگذاريم آرمانخواهي و احساس مسئولیتشان را در مسائل صنفي، فرهنگي، اجتماعي ، ورزش و... هم بروز دهند.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار15:44