تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
یکشنبه سی ام تیر 1387
گره بان

تعطیلات آخر هفته گذشته فرصتی شد تا بعد از حدود دو سال خدمت دوست عزیزی در کرمانشاه برسم. اکثر دوستان من که امید ویسی و حسین انصاری را می شناسند می دانند که حضور در کنار این دو اگر نگویم سعادت که به هر حال لطف خاصی دارد. سه شنبه ساعت 11 شب راهی کرمانشاه شدم و صبح درمیدان آزادی (گاراژ) امید ویسی را دیدم که آمده بود به دنبال من. از آخرین باری که دیده بودمش خیلی تپل تر  شده بود . سوار پیکانش که شدیم گفت: خوب می شد امروز با هم جایی می رفتیم که مدت هاست از من دعوت کرده اند اما چون خسته هستی فکر نمی کنم بتوانی بیایی . پرسیدم کجا قرار بری. از او دعوت کرده بودند به مناسبت سالروز تولد حضرت علی به محل مقدس علی اللهی های منطقه برود . من هم استقبال کردم و قرار شد بعد از صرف صبحانه به "گره بان " برویم . حسین انصاری یک شب زودتر از من خودش را از شیراز به کرمانشاه رسانده بود. من دوش گرفتم و صبحانه خوردیم و راهی گره بان شدیم . دعوت کننده ما حاجی مومیوند بود که صاحب  محل کار امید بود. با این حال ما یک مشکل اساسی داشتیم . من وحسین سبیل نداشتیم! امید که خوش هم تا حالا به گره بان نرفته بود بعد از معرفی ما به  حاجی از او  پرسید که ما را راه میدن؟

حاجی هم گفت حالا می ریم ببینیم چی می شه.فکر نمیکنم راهمان ندهند.  و اما گره بان، محل مقدسی برای

علی اللهی های مشعشعی  است که در حدود 60 کیلومتری کرمانشاه ونزدیک هرسین قرار دارد. سید نظام الدین مشعشع رهبروتنی چند از بزرگان  این فرقه در این محل دفن هستند. برای رسیدن به آنجا از جاده اصلی که جدا می شوی حدود 8 کیلومتر جاده خاکی را باید طی کنی واز چند روستا بگذری تا برسی به منطقه سر سبزی که در بدو امر به مکان تفریحی دولتی شبیه تر است. ورودی گره بان تا برسی به دژبانی در دو طرف راه باغ های

گل محمدی وجود دارد که از آن گلاب می سازند و اتفاقا گلاب گره بان شهرتی هم به هم زده است. شباهت این محل به موسسات دولتی از آن روی است که در ورودی آن نگهبانی یا دژبانی نصب شده که البته افراد حاضر در آن لباسهای معمولی دارند. البته لباسهایشان یکرنگ و سرمه ای بود با کلاهی بر سر ومشخص تراز همه سبیل هایی بلند .  به  هر کسی  اجازه ورود به این محل داده نمی شود . آنگونه که حاجی مومیوند می گفت تلاش بسیاری می شود که اینجا را به عنوان مکان تفریحی جا نیاندازند . به همین خاطر روز های تعطیل اجازه ورود به زائران را نمی دهند. ما وارد شدیم وخوشبختانه سبیل هایمان هم درد سر ساز نشد. خود حاجی هم می گفت که این اواخر دیگه خیلی روی سبیل حساس نیستند وتعداد زائران بدون سبیل افزایش می یابد. فلسفه حرمت سبیل هم قابل تامل است . حاجی می گفت :هرکسی بر اساس آنچه در ذهن خود دارد تعریفی از اطرافیانش می دهد. تا حال حاضر هر تصویری که از امام علی نقاشی شده با سبیل بوده . شاید همین عمده ترین دلیل حرمت سبیل در نزد آنها باشد.

مشعشعی ها تا حدی که ما درک کردیم شیعیان اثنی عشری هستند که احترام و جایگاه بسیار خاصی برای امام علی قائلند. مردانگی ،جنگ آوری ،ایمان وبسیاری از صفات دیگر ایشان مورد اهتمام وتوجه ویژه مشعشعی هاست. به هر حال ما به همراه خانواده حاجی مومیوند وارد منطقه گره بان شدیم .جایی که بیش از آنکه شباهت به مکان زیارتی داشته باشد به تفرجگاه شبیه بود با امکانات فوق العاده برای زائران. ساختمانی بزرگ وبسیار تمیز ساخته شده بود که دارای اتاق های جداگانه همانند هتل بود. زائران به صورت رایگان تا هر وقت که بخواهند

می توانند در این اتاق ها بمانند واز امکانات آنجا استفاده کنند. در اینجا صبحانه ،نهار وشام به صورت رایگان به زائران داده می شود. ما ناهار را که البته مقداری قرمه سبزی بود در مسجد خوردیم . مهمترین نماد عبادت وزیارت در گره بان آرامگاه تنی چند از رهبران و خانواده سید نظام مشعشع است که با احترام خاص مورد زیارت زائران قرار می گیرد. اینجا اولین کلام به هنگام دیدار اصطلاح "یا علی مدد" است. دو طرف به همدیگر دست می دهند ،دست همدیگر را می بوسند و میگویند یا علی مدد.انگونه که حاجی می گفت تعداد زیادی از علی اللهی ها از سراسر کشور برای زیارت به اینجا می آیند. مشعشعی ها دشمنی وعداوتی با سایر ادیان وفرقه ها ندارند وبیشتر بر جنبه های ثبوتی خود تاکید دارند. 

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار19:44
سه شنبه یازدهم تیر 1387
ناگهان چه زود دير مي شود

براي مادر سرهنگ مير جلالي

ناگهان چه زود دير مي شود

خدا رحمت كند قيصر امين پور را كه سرود"ناگهان چه زود دير مي شود"  اين يك مصرع به تنهايي همه افسوس ها و غصه هاي آدمي را از حادث شدن اتفاقي غير منتظره و نابهنگام مي رساند.‏

چهارم تير وقتي كه همه مادران منتظر آمدن فرزندان و تحويل هديه خاص اين روز بودند،در شهرستان سبزوار مادري چشم به راه ،جسم بي جان پسرش را به جاي كادو تحويل گرفت. محمدرضا ميرجلالي افسر ارشد نيروي انتظامي روز شنبه هفته پيش در اثر درگيري با يكي از پرسنل ديگر اين نيرو به همراه همكار ديگرش ستوان يكم خوش رفتار جان باختند. رضا در اثر آنچه نيروي انتظامي تصادف و رعايت نكردن نكات آموزشي دانسته است،فرصت نيافت به مانند سال هاي گذشته به بهانه سالروز تولد حضرت فاطمه با مادر تنهايش در شهرستان تجديد ديدار كند و روز مادر را به او تبريك بگويد. اشكان و افسانه هم در شوك از دست دادن پدر ،در روز مادر تنها شاهد گريه وزاري مادرشان بودند و شايد به تنها چيزي كه فكر نمي كردند،هديه اي بود كه به همراه پدر براي مادر خريده بودند. محمد رضا مير جلالي چند ماه پيش به درجه سرهنگ دومي ارتقائ يافته بود . از افسران تحصيل كرده نيروي انتظامي بود كه چند سالي را هم درشرق كشور خدمت كرده بود. به تازه گي به پاسگاه هشتم پليس در حوالي ميدان حر انتقال يافته بود. مرد بسيار نازنيني بود . اين را به راحتي مي شد از چهره هاي در هم كشيده دوستان و آشنايانش فهميد كه در اين چند روز تكه كلامشان افسوس بود و حيف. به هر روي مير جلالي عزيز روز چهارم تير در جلين 15 كيلومتري شرق سبزوار (زادگاه خانوادگي اش) آرام گرفت. يك سالي مي شد كه سرگرم ساختن خانه اي در روستا بود تا به هنگام تعطيلات و به خصوص بعد از بازنشسته شدن دست زن و بچه ها را بگيرد و بيايد به جلين. طفلكي نماند و فرصت نيافت . ساخت خانه تازه به پايان رسيده بود و عزاي رضا در آنجا منعقد شد.‏

درميان اندوه و حسرتي كه خانواده ميرجلالي و جليني داشتند ،آنچه ذهن اطرافيان و شركت كنندگان در مراسم هاي مختلفي كه به مناسبت درگذشت محمدرضا را به خود مشغول داشت و در پچ پچ هاي آنها قابل مشاهده بود علت مرگ او بود. شايعات مختلف و گوناگوني كه بر اساس شنيده ها و حدس هاي متفاوت به گوش مي رسيد. دليل اين شايعات هم اطلاعيه نيروي انتظامي بود كه فكر نمي كنم هيچ كس را قانع كرده باشد. اطلاعيه اي كه منطبق با هيچ قاعده و منطق عقلي و عرفي و حتي نظامي نبود. 

در اولين روز از هفته گذشته خبر دلخراشي بر خروجي خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي خبري رفت كه حكايت از درگيري لفظي و سپس درگيري منجر به شليك در پايگاه هشتم پليس تهران داشت. گزارش‌هاي غيررسمي از جان باختن يكي از ماموران و زخمي شدن يك نفر ديگر خبر مي‌داد. به فاصله چندين ساعت رئيس مركز اطلاع‌رساني ستاد فرماندهي نيروي انتظامي با تائيد خبر مذكور در مورد جزئيات حادثه، شليك گلوله را تصادفي دانست و به خبرگزاري‌ فارس گفت:‌مقارن ساعت 10 صبح روز جاري (شنبه هفته پيش) در پايگاه هشتم پليس تهران به هنگام تحويل و تحول سلاح، بر اثر سهل‌انگاري چند گلوله از اسلحه يكي از ماموران شليك شد.سرهنگ مهدي احمدي افزود: اين گلوله‌ها به دو تن از ماموران اصابت كرد كه يكي از افسران ارشد به نام سرهنگ دوم ميرجلالي دردم شهيد و يكي ازدرجه‌داران نيز به دليل شدت جراحات به بيمارستان منتقل شد.

روز يكشنبه(يك روز پس از وقوع حادثه) نيز اطلاعيه مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ از شهادت ستوان يكم خوشرفتار به علت شدت جراحات وارده در بيمارستان خبر داد.اطلاعيه مذكور ضمن رد خبر برخي منابع خبري كه دليل شليك را درگيري لفظي بين ماموران دانسته بودند، حادثه را اين گونه شرح مي‌دهد: در پي حادثه روز گذشته (شنبه) پايگاه هشتم با پيگيري  و انجام تحقيقات بعدي مشخص شد يكي از افسران آن پايگاه به هنگام تحويل سلاح به دليل عدم رعايت و توجه به آموزش هاي مناسب انتظامي در يك لحظه مبادرت به تيراندازي كور كرده كه متاسفانه در اين حادثه دو نفر از پرسنل انتظامي مستقر در محل  به نام‌هاي سرهنگ دوم ميرجلالي و ستوان يكم خوشرفتار هدف اصابت گلوله قرار گرفته و پس از انتقال به بيمارستان به علت شدن جراحات وارده و علي‌رغم تلاش پزشكان متاسفانه جان خود را از دست دادند.

بيان اين كه در پايگاه پليس آنهم درمركز كشور، به هنگام تحويل سلاح بين افسران ارشد پليس (سرهنگ دوم، ستوان يكم و شخص ضارب كه گفته مي‌شود يك استوار با سابقه بوده است) نكات آموزشي لازم رعايت نشده است و به صورت تصادفي گلوله شليك مي‌شود، جاي تامل بسيار دارد.مهمتر اينكه چگونه بر اثر تصادف حداقل 5-4 گلوله شليك مي‌شود و پهلو‌‌وسر، همكاران را مي‌شكافد. شليك كور از طرف درجه دار باسابقه نيروي انتظامي آنهم نه يك كه چند گلوله دليل قانع كننده اي به نظر نمي رسد.

 

 

به هر حال آنچه در طول چند روز گذشته مشهود بوده است،اينكه اطلاعيه نيروي انتظامي، پاسخ قانع‌كننده‌اي به اذهان كنجكاو و افكار عمومي نبوده است. لذا همچنان اخبار غيررسمي و شايعات تداوم دارد. نتيجه اين شايعات نيز چيزي نيست جز تزريق جو رواني ناامني و عدم اعتماد در بين شهروندان. ‏ تا حالا خانواده هاي ميرجلالي و خوش رفتار هيچ توضيحي درباره اين اتفاق نداده اند و بر اساس اطلاعيه نيروي انتظامي قتل ها غير عمدي بوده است! ‏

خدا وند روحشان را غريق رحمت كند و به بازماندگانشان صبر دهد. ‏

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار18:23