تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
همه مستفیض می شوند!

به درستي گفته‌اند كه تاريخ دو بار تكرار مي‌شود بار اول تراژيك و بار دوم كميك.

جريان طرد و حذف نيروهاي رقيب هم در جمهوري اسلامي به واقع بي‌ارتباط با جمله بالا نيست. در ميان رد صلاحيت‌شدگان  انتخابات مجلس هشتم توسط هيات‌هاي اجرايي نامهايي مشاهده مي شود كه از ديدن آنها انگشت حيرت به دهان مي ماند. در ميان همه آنها آنچه بر حجت الاسلام هادي غفاري گذشته است جالب تر و عبرت آموز تر است قضيه مربوط مي شود به جلسه مجلس در دهم آبان 1362 و نطق پيش از دستور هاشم صباغيان نماينده مردم تهران در مجلس. صباغيان در پي حمله  به دفتر نهضت  آزادي در ششم آبان 62  از پشت تريبون مجلس به شرح ماوقع و توضيحاتي در خصوص انتخابات آتي مجلس مي پردازد كه  تعدادي از  نمايندگان به سمت تريبون مي روند و صباغيان و معين فر (نمايندگان نهضت آزادي ) رابه باد مشت و لگد مي گيرند در ميان  اين نمايندگان شجاع و جسور وانقلابي! نام هادي غفاري هم وجود دارد.

صباغيان در توضيح اين ماجرا خودش نوشته است "آقاي قره باغ دستم را گرفت كه از پشت تريبون بكشد  پايين ولي باز من هم توجه نكردم  وي سپس عباي خود رابه كناري انداخت و به جلو آمد و ...

در همين موقع متوجه شدم عده اي از نمايندگان به سمت تريبون مي آيند آقايان مهندس معين فر،مجيد انصاري،اسدي نيا ،الله براشتي ،خلخالی و ...

در اين اوان چشمم به آن طرف ميز منشي‌ها افتاد ديدم آقاي معين فر بر روي زمين افتاده بود صورتش ورم كرده و آثار ضرب زيادي در پاي چشمش ديده مي شد و آقاي هادي غفاري! فحش هاي بسيار ركيك و زننده وناموسي نثار ما مي‌كرد.

در همين موقع كه از سالن مجلس خارج مي‌شديم كسي ازپشت سر با كف دست محكم به سرم كوبيد برگشتم ديدم آقاي هادي غفاري بود"(پيك نهضت دي ماه 62 )

بند خدا آقاي هادي غفاري كه براي دفاع از ولايت فقيه و انقلاب و اسلام تن به چه كارهايي كه نداده و چه يقه هايي كه ندريده !حال با استناد به عدم التزام عملي به اسلام يا عدم اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه يا عدم حسن شهرت يا هر دليل ديگري صلاحيت آن را پيدا نكرده است كه در معرض انتخاب مردم قرار گيرد.

 نمي دانم الان آقاي غفاري هنوز هم كارها و البته فتح‌هاي عظيمي كه آن روز در مجلس اول كرده‌است را قبول دارد واز آن دفاع مي كند يا نه ولي آنچه درخور تامل و تدبر است اینکه؛خشت اول چون نهد معمار كج تا ثريا مي رود ديوار كج.

اي كشته كه را كشتي تا كشته شدي زار  

جريان حذف و طرد به چپ هاي سنتي و نزديكان امام رسيده است و كم كم دامن راست گرايان منتقد را هم مي گيرد جالبتر از اين داستان عطاالله مهاجراني است كه در نوبت بعدي اشاره خواهد شد.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار17:24
دوشنبه هشتم بهمن 1386
داستانک 3

از ازدحام مسافران معلومه که به ایستگاه امام خمینی رسیده.پس یه آنتراک یه تنفس چند ثانیه ای برای اون آقایی که یه ساعته توی ذهنش داره وراجی می کنه.

بیشتر از یه ساعته که آقاهه جاخوش کرده و متینگ سیاسی راه انداخته. همشم داره سیاه نمایی می کنه.انگار داره با کسی مناظره می کنه یا پشت تریبون داره سخنرانی می کنه؛رد صلاحیت های گسترده یعنی عدم اطمینان حاکمیت به مردم یعنی دایره خودی های نظام دارد تنگ تر وتنگ تر می شود ،آخر با کدام توجیه  منطقی و قانونی چهره های موجه را رد کرده اید این یعنی ... این یعنی... و..

- ایستگاه امام خمینی مسافران محترمی که قصد دارن....

 قطار از حرکت می ایستد درب ها باز می شود. باز هم مثل اکثر روزهای گذشته مسافرا درست جلو در ایستاده اند و آدم باید به زور یه تونل بزنه و پیاده بشه.

همه می خوان زود بکپند تو قطار که رو صندلی بشینند. این رفتار هر چند که دیگه عادی شده اما باز هم عصبانی می شود.

مرد بلند قد ریشویی وسط در جلو بقیه ایستاده و تا در باز می شه می خواد سریع بپره تو قطار.

کتف ها و سینه  اش را را جلو می دهد و مرد بلند قد را هل می دهد و با خودش عقب می بره.مرد یه چیزی زیر لب میگه و بعد صداش بلند تر می شه .فحش می ده و سوار قطار می شه. هنوز در قطار بسته نشده که چند تا فحش دیگه رد و بدل می شه

-         حیوون

-         حیوون هیکل گنده بی شعورته

-         قطار حرکت می کنه . ضرباهنگ فعالیت بدنش تند شده قلبش به تپش افتاده احساس می کنه یه خرت وپرتایی توی مغزش وجود داره که دارند تکون می خورن ومی خوان مغزش را منفجر کنن.

از پله ها که بالا می رود با خودش میگه بد نبود باهاش دعوا می کردم یه کتک کاری می کردیم.یا میزدم یا می خوردم فرقی نمی کرد به هرحال یه خورده آروم می شدم شاید این آت وآشغالا از تو ذهنم می ریخت بیرون. شایدم یه مشت می خورد تو سر اون آقاهه که باز می خواد شروع کنه؛انتخابات، شرکت ،تحریم، رایزنی، مترو، مردم با فرهنگ ..


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار12:25
دوشنبه یکم بهمن 1386
یک سوال جدی از بزرگان اصلاح طلب

برداشتن پارو پيش از باريدن برف

یک سوال جدی از بزرگان اصلاح طلب

بارش برف در طول چند روز گذشته در كنار خسارات و هزينه هايي كه در پي داشت و كشور را در آستان تعطيلي قرار داد، خط بطلاني نيز كشيد بر يك ضرب المثل قديمي و نشان داد كه برداشتن پارو پيش از بارش برف نه تنها كار ناثوابي نيست بلكه امري است پسنديده و ضروري.

مثل برداشتن پارو قبل از باريدن برف عموما به مفهوم نوعي بدبيني و اصطلاحا نفوس بد زدن و وسواس و نگراني داشتن به كار مي رود. در طول چند ماهه اخير و در طي رايزني هايي كه گروه هاي سياسي براي چينش كانديداهاي خود در ليست ها انجام مي دادند، نام بزرگاني نيز به ميان كشيده شد كه خود زماني مسووليت هاي پراهميت را در امر انتخابات و امور اجرايي كشور داشته اند. اخبار و شايعاتي كه حول اين شخصيت ها منتشر مي شد در كنار اظهارنظرهاي صريح و علني آنها درباره انتخابات آتي بيانگر اهتمام ويژه آنها نسبت به هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي بود كه همزمان نويد حضور جديدتر آنها در آوردگاه رقابت اسفندماه را مي داد.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار19:9