او به یلدا نرسید
پیامهای تبریک شب یلدا را در گوشی اش مرورمی کرد ،یلدا آخرین روز حکومت تیرگی وآغاز پیروزی روشنایی . روی گل شما به سرخی انار ،شب شما به شیرینی هندوانه ،خنده تان مانند پسته وعمرتان به بلندی یلدا.
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت و...
نگاهش به قاب عکسی چرخید که حالا سالهاست زینت بخش اتاقش و آرامبخش روانش شده است.
آخرین روز پاییز یکی از همین سالها مصادف شده بود با آخرین روز ازفصل زیستنش. به یاد نمی آورد شب یلدای 1378 هیچ نشانی از هندوانه،انار آجیل یا هر مشخصه دیگر چله دیده باشد .تنها چیزی که آنشب رنگ یلدایی داشت درازنای شبی بود که انگار بلندتر از شب های چله پیش می نمود.
از آن شب هر سال در آستانه چنین شبی افسوس می خورد که لیلا به یلدا نرسید.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار17:59