تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
چهارشنبه سی ام خرداد 1386
سنگسارمکرمه متوقف شد

حکم سنگسار مکرمه ابراهیمی به تاخیر افتاد.

به گفته منابع مطلع به دلیل آن چه که اختلاف نظر میان شورای تامین و دادگستری استان قزوین بیان شده حکم سنگسار مکرمه ابراهیمی به مدت نامعلومی به تاخیر افتاد.

گفته می شود یکی از دلایل تاخیر دراجرای این حکم آغاز هفته دادگستری است. اما از سوی دیگر شورای تامین استان قزوین با اجرای حکم در ملاء عمومی مخالف است.

در همین حال تلاش های گسترده ای از سوی فعالان حقوق بشر برای جلوگیری از این حکم آغاز شده است.به هر صورت مکرمه حالا چند روز دیگر فرصت دارد تا زنده بودن را تجربه کند. رئیس کل دادگستری استان قزوین هم به خبرگزاری ایلنا گفته که اصلا قرار نبوده این حکم پنج شنبه اجرا شود.

قاسمی گفته که رئیس قوه قضاییه دستور داده اند که اگر بناست حکم سنگسار اجرا شود نسبت به اجرای آن دست نگه دارید

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار20:8
چهارشنبه سی ام خرداد 1386
سنگسار را به تعویق بیاندازید

فردا صبح قرار است زن 42 ساله ای در تاکستان قزوین سنگسار شود. امروز هین طوری که سری به وبلاگ دوستان می زدم این خبر را در وب دوستان قزوینی خواندم . متاثر شدم و افسوس خوردم که کاری از دستمان بر نمی آید. چرا که خبر سنگسار خیلی دیر اعلام شده وتا فردا شاید نتوان حتی کار رسانه ای کرد. مصاحبه شادی صدر با روز را هم خواندم . او هم امیدوار بود که به نحوی اجرای حکم به تاخیر بیافتد شاید فرجی شود. در همین فکر بودم که sms  یکی از همکلاسی هام رسید: فردا در تاکستان یک زن سنگسار می شود برای به تعویق افتادن این حکم با استانداری و دادگستری قزوین تماس بگیرید. معطل نکردم از 118 شماره اطلاعات قزوین  وسپس شماره استانداری ودادگستری را گرفتم .پیام کوتاه دوستم را با اضافه کردن شماره تلفن ها کامل کردم و برای هر کس فکر می کردم حداقل این sms را سنت می کند فرستادم . البته قبل از آن با استانداری قزوین تماس گرفتم و با یک مقام مسئول صحبت کردم .او هم خود با اعلام نارضایتی از این حکم گفت که حکم به تاخیر می افتد. خدا کند این گونه شود. واما شماره تلفن ها دادگستری:02813681625-7    استانداری:02813682811  شما هم تماس بگیرید شاید فرجی شد.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار13:49
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
صف طولانی انتظار

بیژن و حمید با تاخیری چند روزه به سالگرد دوم خرداد پرداخته اند.بیژن از آرزوهای پرپر شده و خواسته های متحقق نشده یک نسل سخن گفته است وپیشنهاد داده که اصلاحات را درون خودمان نهادینه کنیم.حمید هم که از دوستان دوم خردادی قزوین گله کرده که چرا یادشان رفته است که در تقویم تحولات سیاسی اجتماعی ایران روزی به نام دوم خرداد نیز ثبت شده است.به هر روی با خواندن مطالب این دوستان بار دیگر به فکر همان آرزوها و خواسته هایی افتادم که بیژن ار آنها یاد کرده است.اما یک نکته دیگر ذهنم را به خود مشغول کرده است.با نگاه به تاریخ معاصر ایران به این مهم پی می بریم که نه تنها نسل ما که پدران ما وپدر بزرگان ما و حتی پدران آنها هم با آرزوهای پرپر شده روبه رو بوده اند.ظاهرا حکایت سوختن تنها بر گرده ما سنگینی نمی کند ونسل های پیشین نیز در این امر با ما شریک هستند.

وقتی از آمال و آرزوهای روشنفکران در زمان نهضت مشروطه یاد می کنیم و بعد می بینیم که از دل گلستان مشروطه خواهی رضا خان میر پنج می روید و اتفاقا برخی از روشنفکران نیز از سرناگزیری به استقبال او می روند ،درد دلهای جوانان آن روزگار را می شود تجسم کرد.چه می خواستیم و چه شد؟!

وبیچاره نسلی که به دولت مدرن رضا خان دل بسته بودند و دیری نپائید که از رفتن او به دست متفقین هلهله شادی سر دادند.

محمد رضا که بر تخت سلطنت نشست توام شد با فضای باز سیاسی بی سابقه در ایران.همه می نوشتند و می گفتند آنچه را می خواستند وآرزو می کردند. اما غافل از آنکه انگار کویر خشکیده این سرزمین سر سازگاری با طبیعت بهاری ندارد. 28 مرداد 1332 خزانی شد که خیلی از آرزوها را پرپر کرد وباز یک نسل از هم وطنان ما را در اندیشه فرو برد که چرا ؟

در حالی که بازماندگان نهضت ملی کم کمک گرد پیری را بر چهره خود می دیدند ، نوبت به نسل دیگری رسید که این بار سودای مبارزه مسلحانه با دولت را در سر می پروراند.نتیجه مبارزات  چپهای مبارز نیز آنگونه نشد که برخی دل در گرو آن داشتند.نسل مبارزان چپ نیز بعد از پیروزی انقلاب با انبوهی از تحلیل ها و خواسته ها وآرزوهای تعبیر ومحقق نشده روبه رو شدند.

حکایت تجدید نظر طلب شدن چپ های اسلامی که حال به اسم اصلاح طلب می شناسیم نیز بی ارتباط با این موضوع نیست که آنها نیز چیز دیگری در سر داشتند ودست حوادث،قضا ویا اراده غلط آنها را به جای دیگری رساند .جایی که دیگر چاره ای جز تجدید نظر نمانده بود.البته در باب تجدید نظر آنها حرف و حدیث یا البته سوالات و ناگفته بسیار است که مجال دیگری می طلبد.

به هر روی چرخ روزگار چرخید و چرخید تا نوبت به ما رسید.دل خوش کردیم که انقلابیون دیروز اصلاح طلب شده اند و عزم جامعه مدنی کرده اند.حرف یا ادعای آنها به خواست ما نیز همنوا بود پس چه فرصتی از این بهتر که این بار نه با روشهای انقلابی و پر هزینه که با رویکردی مدنی به آمال و خواسته هایمان برسیم.اما دریغ و افسوس که ....

از دل دوم خرداد سوم تیر درآمدو ما خود را همچنان در صف انتظار دیدیم .صفی که حالا طولش خیلی زیاد شده است.  


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار19:58
دوشنبه هفتم خرداد 1386
دفاع از کودتای 28 مرداد !

شنبه سر کلاس تحولات  ایران معاصر یکی از همکلاسی ها تحقیقی در باره تقی زاده ارائه کرد. در ادامه کلاس بحث به نهضت ملی شدن صنعت نفت کشیده شد . کلاس به اینجا که رسید استاد که از منظر یک صاحب نظر همیشه درباره تاریخ معاصر صحبت می کند از کودتای 28 مرداد و شخص آیت الله کاشانی دفاع کرد.دفاع از کودتا با این به اصطلاح استدلال  که در صورت عدم وقوع کودتا توده ای ها بلا فاصله مصدق را کنار می زدند و خود حکومت را در دست می گرفتند و اتفاقا  کاشانی هم با همین نگرانی به مخالفت با مصدق برخاست ودر روزهایی که انتظار حمایت می شد سکوت کرد وپس از ورود شاه به ایران به استقبال او در فرودگاه رفت .استاد گفت که کاشانی می دانست کمونیستها با نفوذی که در بین اقشار مردم و بویژه در سازمانها و ادارات و ارتش دارند هر آن آماده اند که با انجام یک کودتا زمام کشور را در دست بگیرند.با این حال رهبری حزب توده هم در روز واقعه دچار اشتباه تاریخی شده وعلی رغم آمادگی بدنه وارد ماجرا نشد و دستور حمایت از دولت را نداد وبه این ترتیب هم با بخت خودشان بازی کرد و هم دولت مصدق سر نگون شد. استاد در ادامه با انتقاد از مصدق مبنی بر نپذیرفتن پیشنهاد هایی که برای حل و فصل موضوع نفت ارائه شده بود اورا به هوچی گری متهم کرد ودر اثبات ادعای خود به حضور مصدق در سازمان ملل با بیژامه اشاره کرد.اتفاقا بحث به اینجا که رسید ارائه کننده تحقیق تقی زاده نیز از قول او مصدق را هوچی گر خواند. استاد همچنین ادعا کرد که در صورت عدم وقوع کودتا مصدق با انزوای بین المللی رو به رو می شد و ناخواسته به دامن بلوک شرق می افتاد .او از اینجا به آمریکای لاتین وشیلی رفت و از خجالت پینوشه هم در آمد.از کودتای پینوشه علیه آلنده هم با این استدلال که آلنده هم کاسترویی دیگر می شد دفاع کرد و اقدامات پینوشه را لاجرم وضروری خواند چرا که در غیر این صورت شیلی هم کوبایی دیگر می شد.

به هر روی من تاکنون از طرف سلطنت طلبها وشخص زاهدی پسر در رادیو آمریکا دفاع از کوودتای 28 مرداد را شنیده بودم.هرچند سخن در باره عملکرد مصدق وجبهه ملی بسیار است اما در باره وقوع کودتا نشنیده بودم که کسی دفاع کند.

 

پس از کلاس در اندیشه این سخنان استاد بودم که یکی از دانشجویان پیشنهاد داد بریم دریا . رفتن به دریا  برای دانشجویان دانشگاه مازندران کاری است بسیار آسان تر از آنچه به فکر آید . خوابگاه در ساحل در یاست و فرصتی برای رهایی از گرمای وحشتناک تابستان شمال.

به آب که زدیم دوستم به شوخی کفت می خوای تا کجا شنا کنیم . گفتم  با این رژیم حقوقی که برای دریای خزر ترسیم می کنند فکر نمی کنم تا مرز در یایی روسیه خیلی فاصله داسته باشیم .


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار11:37