سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386
قسم حضرت عباس يا دم خروس
به بهانه گفتگوي لاريجاني باسولانا و كنفرانس شرم الشيخ
این یادداشت را برای روزنامه نوشتم که طبق معمول فقط می توانم اینجا کارش کنم
علي لاريجاني و خاوير سولانا دو ديپلمات برجسته ايراني و اروپايي فردا در تركيه با هم ديدار ميكنند تا در خصوص موضوع هستهاي ايران گفتگو كنند. اين گفتگو در شرايطي انجام ميپذيرد كه تا فرصت 60 روزه شوراي امنيت سازمان ملل به تهران براي پذيرفتن مفاد قطعنامه سوم كه عمدهترين محور آن تعليق غني سازي اورانيوم است پيش از چند روز ديگر باقي نمانده است.
طي دو سه هفته گذشته كه از طرفي بحث كنفرانس امنيتي همسايگان عراق نيز در رسانههاي جمعي و محافل خبري سياسي مطرح شده است به نظر ميرسد طرفهاي درگير در پرونده هستهاي ايران زبان نرمتري به خود گرفته و از فضاي پرتنش فاصله گرفتهاند. درهمين ارتباط وزير خارجه آمريكا بارها تكرار كردهاست كه ديپلماسي بهترين گزينه براي حل اين موضوع است و در آخرين اظهارنظر نيز از تهران خواسته است كه در كنفرانس امنيتي عراق كه در شرم الشيخ مصر برگزار ميشود شركت كند. گفتگوي لاريجاني با سولانا و كنفرانس شرم الشيخ به نظر ميرسد عمدهترين برگهايي هستند كه مسوولان ايراني و غربي به رهبري ايالات متحده تا يكي دو هفته ديگر روي آنها مانور خواهند داد.
اما آیابه واقع آمريكا، اروپا و ايران خواستار حل و فصل مشكلات خود از طريق گفتگو هسند و اساسا فضاي واقعي فعلي در راستاي حل مشكلات از طريق روشهاي ديپلماتيك است و به راستي همانگونه كه مقامات مسوول ايران ادعا ميكنند جاي هيچ نگراني نيست؟
به نظر ميرسد علي رغم ادعاي طرفهاي درگير به ضرورت گفتگوها، در واقع آنها خود نيز به بيتاثير بودن اين قبيل مذاكرات واقف باشند. لاريجاني و سولانا در شرايطي به ديدار هم ميروند كه طي سال گذشته نيز ديدارها بيفرجامي با يكديگر داشتند. حال ايران پيش از اين گفتگو صراحتا اعلام كرده است كه صحبت از پيش شرط براي انجام مذاكرات منطقي نيست.
از طرفي اتحاديه اروپا دو روز پيش از اين ديدار تحريمهاي شوراي امنيت عليه تهران را تصويب ميكند و همچنان بر تعليق غنيسازي يعني درخواست شوراي امنيت از تهران پافشاري می نماید.
عمده مشكل موجود در اين پرونده كه آن را به بن بست رسانده است اتفاقا همين موضوع غنيسازي و تعليق آن است. از يك طرف اصرار بر تعليق و از طرف ديگر انكار و ابرام در عدم تعليق .حال لاريجاني و سولانا درباره چه چيز ميخوهند به تفاهم برسند سوالي است كه به نظر نميرسد پاسخ درخور توجهي داشته باشد. لذا بيراه نيست اگر گفته شود تنها فايده اين ديدار، تهيه خوراك تبليغاتي و رسانهاي براي افكار عمومي از هر دو طرف است.
دستگاه ديپلماسي ايران بي شك روي اين موضوع مانور خواهد داد كه همواره موافق با انجام گفتگو و پيدا كردن راه حل از طريق مذاكره بوده است و اين غربيها هستند كه مذاكرات را به بن بست ميرسانند. در آنسو نيز اروپاييها و آمريكاييها خوراك مناسبي براي افكار عمومي ضدجنگ خود پرورش ميدهند كه ايران به هيچ وجه قصد تن دادن به قطعنامههاي شوراي امنيت را ندارد. از دل اين روند هر چه بيرون آيد قطعا حل ديپلماتيك موضوع نيست.
حكايت اروپاييها كه دو روز پيش از انجام گفتگو با ايران ،تشديد تحريمها عليه تهران را تصويب ميكنند،به تعليق غنيسازي تاكيد ميكنند و نماينده خود را به ديدار لاريجاني ميفرستند بي شباهت با اين مثل ايراني نيست كه قسم حضرت عباس را قبول كنيم يا دم خروس را.
به فاصله چند روز پس از مذاكرات لاريجاني و سولانا- در سوم و چهارم ماه آينده ميلادي يعني كمتر از 10 روز ديگر اجلاس امنيتي عراق در مصر برگزار ميشود. اين اجلاس ادامه اجلاس قبلي است كه با حضور همسايگان عراق به علاوه آمريكا در بغداد برگزار شد و از همان روزها گفته ميشد كه كنفرانس بغداد مقدمه اجلاس بزرگتري است كه بعدها تشكيل ميشود. حال بعد از گمانهها و رايزنيهاي متفاوت مقر اين اجلاس به شرم الشيخ مصر انتقال يافته است و قرار است به علاوه همسايگاه عراق، اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل، اتحاديه عرب، كانادا، آمريكا و ژاپن و... نيز به شرم الشيخ بروند.
ايران هنوز اعلام موضع صريحي در خصوص شركت يا عدم شركت نكرده است. ديروز لاريجاني در جمع خبرنگاران گفت كه تهران نسبت به محل برگزاري و شركت كنندگان ابهام دارد. ناز و عشوه كردن از طرف ايران سبب آن شده است كه تركيه و دولت عراق در اين ميان پادرمياني كند و خواستار حضور ايران در اين كنفرانس شوند. در همين رابطه گفته ميشود وزير خارجه عراق نيز فردا راهي تهران ميشود تا رسما از ايران دعوت كند در اين كنفرانس شركت كند. اما عجيبتر از همه دعوت كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا ازتهران براي شركت در اين اجلاس بود. اين عشوه آمدنها و آن نازخريدنها ذهن هر محللي را به اين سمت سوق ميدهد كه مگر قرار است در شرم الشيخ چه اتفاقي بيافتد.
لحن آمريكاييها كه طي چند روز گذشته نرمتر شده است و اين موضوع با استقبال ايرانيها نيز روبه رو شده است از طرفي ايران در حاشيه اين كنفرانس ميتواند موضوع ديپلماتهاي در بند خود در عراق را نيز با آمريكاييها در ميان بگذارد و با واسطه طرفهاي ديگر زمينه آزادي آنها را فراهم سازد.
اما وقتي كمي عميقتر به مسايل، اتفاقات، جابجايي نيروها در منطقه و ... نگاه كنيم متوجه خواهيم شد كه شرم الشيخ نيز همانند گفتگوي لاريجاني و سولانا، ظاهري دارد و باطني.
ظاهر امر از اين قرار است كه آمريكا خواستار حضور ايران در كنفرانس مذكور است تا از نقطه نظرات تهران براي برقراري امنيت و ثبات در عراق استفاده كند.
اما براساس تحليلهاي متفاوتي كه طي چند روز گذشته در رسانهها منتشر شده است واشنگتن بي ميل نيست كه در حضور ساير كشورها رودرروي ايران قرار گرفته و اسناد و مدارك و ادعاي خود مبني بر دخالت تهران در ناامنيهاي عراق را آشکار كند.
امري كه البته تهران به شدت آن را تكذيب ميكند. گفته ميشود دور از انتظار نيست كه آمريكا اعترافات گرفته شده از ديپلماتهاي ايراني در اربيل عراق را رو كند و به موج اتهامات خود عليه ايران بيافزايد. اين ادعا زماني به واقعيت نزديك تر ميشود كه بدانيم در كنارتاكيد آمريكا بر حل ديپلماتيك مشكلات خود با ايران، واشنگتن دست به اقدامات و تحركات نظامي گستردهاي در منطقه زده است. اعزام يك ناو هواپيمابر ديگر به خليج فارس و تهيه سوخت بيش از حد معمول براي هواپيماهاي آمريكا توسط عربستان سعودي قطعا اقدامي در راستاي حل ديپلماتيك مشكلات نميتواند باشد. آمريكا از يك طرف روي ديپلماسي سکه را به نمايش ميگذارد و از طرف ديگر تحركات نظامي خود در منطقه را افزايش ميدهد.
اين نيز حكايت همان دم خروس و قسم حضرت عباس است.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار19:15